|
گردشی در عرصه ی هنرمندان
|
سلام دوستای خوبم . ![]()
امروز می خوام در مورد خودمون باهاتون حرف بزنم .
من واقعا برای خودمون ( طر فدارای حامد بهداد ) متاسفم . آره واقعا متاسفم که قدر داشتن چنین هنرمند بزرگی رو نمی دونیم . نه قدر خودش و نه قدر عکساش رو و نه قدر احترامی که به طرفداراش میذاره رو !!!
نمیدونم گالری عکس حامد بهداد رفتید یا نه ! اگه رفتید حتما دیدید که بازدید کننده ها با چه سر و وضعایی بودن ! حالا سر و وضع به جهنم . اصلا به من چه ! ولی با چه بر خوردایی !!
همه اومده بودن که یا امضا بگیرن ویا حامد رو ببینن و مهم تر از همه خودشون رو نشون بدن و باید به جرات بگم که ۹۰ درصد جمعیت دختر بودن !! ( اون ۱۰ درصدم به خاطر برادرم گفتم ! )
آخه حامد به ما احترام گذاشت که اصلا اومد و ما باید جوابش رو این طوری بدیم !؟!! باید کاری کنیم که گالری ۲ روز زود تر بسته شه !؟!؟ باید کاری کنیم که حامد عصبانی شه ؟!؟ باید کاری کنیم که پای پلیس بیاد وسط !!؟
خوشم میاد آخرشم همیشه ما طلب کاریم و می گیم : چرا ایرانیا به بی فر هنگی شهرن ! ؟ حالا دوستان ایرانی خودم جوابش رو گرفتین ؟!! تازه بعدا میایم شکایت می کنیم که : اه اه فلان هنرمند چقدر مغروره و خودش رو می گیره یا چرا فلان هنرمند تو نمایشگاهی که متعلق به خودشه نیومد ؟!؟
مسلما جواب اینا پیش خودمون . پیش مایی که جواب هنرمندی که وقت میذاره و به خاطر من و تو میاد و با همه با روی گشاده برخورد می کنه رو اینطوری میدیم !!
تازه بعد از این همه گند کاری می گیم : اصلا خود حامد بهداد چرا اومد و قدر هنر خودش رو ندونست ؟! هیچ وقت نمی گیم که چرا من رفتم پریدم بغلش !!!!!
نمی دونم دیگه چی بگم فقط باید بگم برای ایرانیا متاسفم !!!
فریاد برکشیدم :
اینک چراغ معجزه مردم
تشخیص نیم شب را از فجر
در چشم های کور دلیتان
سویی به جایی اگر
مانده است آنقدر
تا از کیسه تان نرفته تماشا کنید خوب
در آسمان شب
پرواز آفتاب را
با گوش های ناشنواییتان این طرفه بشنوید
در نیم پرده ی شب آواز آفتاب را !