تبليغاتX
دنیایی از جنجال(بهترین وب سینمایی)
گردشی در عرصه ی هنرمندان

این قسمت رو تقدیم می کنم به حمیدرضا ریشِهری که تمام فهم و شعورم از اوست،الگو و راهنمایم که در حد و اندازه خدا می ستایمش.استاد عزیز و بزرگم که مطمئنم تا آخرین لحظه ی عمرم از یاد نخواهم بردش.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 23:51  توسط ایرجی  | 

حرف برای گفتن بسیار دارم-خستگی و سختی اوضاع این روزها وقت و مجال  آمدن و رفتن را از من سلب نموده.

مدتی استراحت لازم دارم.مدتی استراحت.

این قسمت رو تقدیم می کنم به سعید زین العابدینی(دوست...بزرگ...و استاد عزیزم)

4- تشخیص لازم برای انتخاب کسانی که حقیقت در دستشان به عاملی موثر تبدیل گردد

عرف قرن ها تجارت کتاب در بازار عقاید و توصیف ها،در ضمن این که نویسنده را از پروای سرنوشت بعدی نوشته هایش فارغ میکرد،این تصور را در او بر می انگیخت که همین که چیزی نوشته شد،واسطه یا مشتری یا سفارش دهنده آن را به همگان منتقل خواهند کرد.نویسنده با خود می گفت:من حرفم را می زنم،هر کس بخواهد بشنود می شنود.در واقع او حرف می زد اما کسانی می شنیدند که فقط می توانستند نوشته هایش را بخرند.حرف های او را همه مردمان نمی شنیدند و کسانی که می شنیدند نمی خواستند هر چیزی را بشنوند.

در اینجا تنها به گفتن این نکته اشاره کنم که «نوشتن برای کسی»تبدیل شده لست به «نوشتن» و خلاص.نمی توان حقیقت را در هوا نوشت.مطلقا لازم است که حقیقت را برای کسی نوشت.برای کسی که بتواند آن را بکار برد و مورد استفاده قرار دهد.حقیقت،فعل و انفعالی است مشترک میان کسانی که می خوانند و کسانی که می نویسند.برای گفتن حرف های خوب باید خوب شنید و حرفهای خوب شنید.حقیقت باید از طرف گوینده سنجیده و محاسبه شود و از طرف شنونده به محک سنجش در آید.از نظر ما نویسندگان،نکته اساسی این است که بدانیم سخن را به چه کسی میگوییم و چه کسی به ما گفته است.

ما باید حقیقت را درباره وضعی نامطلوب با کسانی در میان گذاریم که این وضع برای آنان بدترین وضع است،و نیز باید از آنان این امر را بیاموزیم.نه فقط ما باید کسانی را که عقاید خاصی دارند مخاطب قرار دهیم بلکه باید کسانی را نیز مخاطب قرار دهیم که به سبب موقعیتشان لازم است دارای چنین عقیده ای باشند.بدینگونه شنوندگان شما پیاپی تغییر می یابند.

برای نویسنده،یافتن لحن حقیقت نیز بسیار مهم است.معمولا لحن سخن ها کاملا ملایم و شکوه آمیز است،لحن کسانی که آزارشان به مورچه هم نمی رسد.کسی که چنین صدایی را می شنود،اگر در بدبختی باشد،باز هم بدبخت تر خواهد شد.این زبان کسانی است که شاید دشمن نباشند اما بی شک همرهان مبارزه هم نیستند.حقیقت،مبارزطلب و رزمجوست.حقیقت،تنها با دروغ نمی ستیزد بلکه با پاره ای از آدمیان نیز که دروغ را می پراکنند در ستیز است.

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 1:17  توسط ایرجی  | 

تو این چند روزه(چهارده روز اخیر)اتفاقات جالبی برام افتاده و جوهر قلمم بیش از اندازه رو کاغذ می رقصه.شاید ضعف نوشتاری بیش از اندازه داشته باشم ولی برا من اتود زدن و تجربه است. این اتفاق رو دوست دارم.خیلی دوست دارم نوشته هامو به معرض دید بزارم اما مساله مقاله«پنج مشکل در راه گفتن حقیقت»هنوز به طور کامل تموم نشده و همین باعث شده که زودتر این سه قسمت باقیمونده رو تایپ کنم و در معرض بازدید دوستان بزرگ، عزیز، ادیب و روشنفکر قرار بدم.شاید روزگار بد باشد و اوضاع خراب،ولی همه تلاشم رو خواهم کرد تا این اتفاق زودتر بیفته.

شرایط لعنتی حکومتی باعث این شد که این مقاله رو جمع آوری کنم و به معرض عموم بزارم.لازمه اینو اعلام کنم که برتولت برشت یکی از نمایشنامه نویسان بزرگ آلمانی در قرن بیست بود که از پیشروان سبک اپیک بود.برشت این مقاله را در سال 1935 در باب جنگ جهانی نوشته و عدم رضایت خود از کشور و حکومت جنگ طلب و روشنفکران خاموش زمانه خود را به وضوح به تصویر کشیده است.

باشد روزگاری که دموکراسی همه گیر و سراسری شود و هیچ توانمند و مستعدی بدون فیلتر شدن بتونه خودش رو به نمایش بگذاره.

این بخش از مقاله رو تقدیم می کنم به محمدرضا قاسمی نمایشنامه نویس جوان و جنوبی عزیزکه این روز ها ازش بی خبرم.نمی دونم مشغول چه کاریه و هیچ شماره ای ازش ندارم.امیدوارم خبری ازش بشه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 14:54  توسط ایرجی  | 

این قسمت رو تقدیم می کنم به محسن عظیمی.....(نمایشنامه نویس جوان و بزرگ)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 14:50  توسط ایرجی  |